از اردوی جهادی خوشم می اومد...تصورم از اردو آجر بالا انداختن و غیره بود... و فقط به عشق کار یدی رفتم و فرمانده بسیجو گیر اوردم و گفتم منو بفرس جهادیتابستون شد و موعد اردو که فرمانده گفت پاشو برو و نتونستم برم چند ماه گذشت فرمانده بسیج منو کشید کنار و ازم کمک خواستنمیخواستم روشو زمین
برچسب:
نویسنده: نوید حیدریان
تاريخ: دوشنبه
4 ارديبهشت
1396 ساعت: 21:26